
فـــکر میـــکردم...
فکر میکردم میشه بـا تـو قصه ای تـازه شـروع کـرد
فکر میکردم میشه از نـو یـه طلــوع تـازه تــر کـرد
فکر میکردم مث بـارون میشه ســاده بــود و بــاریــد
فکر میکردم که تو قلبت میشه بــاز دوبــاره روئـیــد
فکر میکردم که دیگه عشق تنهـــا تـــوی قصـه هــا نیـس
فکر میکردم کـه دلامـــون از محـبــت میـشـه لبـریـــز
فکر میکردم در کنــارت عـاشـقــو عـاشـــق تـریـنـم
فکر میکردم که حقیـقـت اینــه کــه بـا تـو مـی بینـم
فکر میکردم دیگه رؤیـا مـرده تا وقـتی تـو هـستـی
فکرمیکردم هرچی غصه ست میشــه هـمـنـشـیـن نیستــی
فکر میکردم تـا همیشـه با تـوأم بـا تو می مونـم
فکر نمیکردم که روزی می رسـه از تـو بخونــم