
نمی خواستم...
نمی خواستم توی دنیات غصه باشه نمی خواستم توی چشمات گریه جا شـه
نمی خواستم این نگاه سرد وغمگین روی قـلبـت گـرد دلـتـنـگــی بـپـاشـه
نمی خواستم آرزوت بمونه بی مـن
نمی خواستم گونه هات خیس شه ازاشکم
نمی خواستم واسه ی جسم بی روحم
زیــر بــارون بیــاری گل هــای مریـــم
نمی خواستم رؤیاهات بی من هدر شه نمی خواستم لحظه هـات زیرو زبر شه
نمی خواستم قــاب رنـگیـن نگــاهــت میــون غـربت شـب فــدای غـــم شـــه
نمی خواستم قصه ی عشـق مـن و تـو بیــن خاموشی شـب هـام بشــه نـابــود
نمی خواستم انــدوه دسـتـای ســردم بکـنـه ریشـه ی قــامتـت رو فـرســود
نمی خواستم آرزوهــات بشـه بــر بـاد
نمی خواستم خـاطـراتــت بـره از یــاد
نمی خواستم شـعــر دریــای خیـالــت
ذره ذره گـــم بـشـــه مـیـــون فـریـــاد
نمی خواستم بـرای مرگ غـزل هـام سـر بدی آوازی از گـریـه و افسـوس
نمی خواستم بیــن ایـن همــه ستــاره سهـم تـو تنهـا بشـه یـه نور فــانــوس