Quantcast
Channel: رؤیـ ـای محــــ ــ ـال
Viewing all articles
Browse latest Browse all 37

Article 0

$
0
0

مردی سوار...


از غـُبار جاده هـای سـوت و کـور

میـ رسـد  مـردی ســوار بر اسب نور

پُر زِ آوازِ خوشِ عاطفه هـــــا

تا کـند دنیا را غرق سُـرور


میـ رسد  از گردِ راهی بس  دراز

از جهانی فارغ از رنگ و نیاز

میـ شود دامان پاکش مَعبدم

میـ کشانم سـوی او دستِ نیاز


میـ نشیند در کنارم بر زمین

میـ شود هم سُـفـره ام بی بغض و کین

لقمه بر دستان پیرم می نهد

می زُداید شـرمم را از جـبـیـن


ماه را همسایه ام خواهـد نمود

از سـتاره نغمه ها خواهـد سُـرود

رو به من آغـوشِ خود خواهـد گـشود

از نگاهـم یأس را خواهـد زُدود


با من از عـشـقـــو صفا خواهد بگـفت

از محبت  از وفـا  از عـاشـقـی

آه با او من چه زیبا میـ شوم

عطرِ آغـوشش عطرِ سادگی


در هجوم بی مهاره بیـ کسی

هر کسم همـ نفـسم او میـ شـود

کاش او با من بمـاند تا ابد

تا کـه دنیایـم زِ او زیبا شـود




برای اطلاع، شعر از خودمه، ممنونم که کپی نمیکنی                  


Viewing all articles
Browse latest Browse all 37

Trending Articles